English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


اوا در گربه‌اش؛ گابریل گارسیا مارکز / ترجمه مهناز دقیق‌نیا (ویلاگ پل)
[داستان] ناگهان متوجه شد كه زيبايی به صورت تكه‌ای جداگانه روی‌اش افتاده و مانند توموری سرطانی جسم او را به درد می‌آورد. او هنوز سنگينی امتيازی را كه از دوران بلوغ به همراهش بود به خاطر می‌آورد، چيزی كه ، كسی چه می‌داند كجا انداخته بود.


اضافه شده توسط سعيد حاتمی | ۱۷:۱۳ ۸۴/۸/۱۲


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر