| وبلاگ ساحل افتاده | ||
| [خاطرات] كم كم درونم پر از نگرانی و اضطراب می شد . بيرون هم دو تا پسر بودند . بدترين فكرهای ممكن را كردم . يعني ممكن است بيهوشم كنند و بهم تجاوز كنند ؟ چه خوبه كه نه آب پرتقال را خوردم و نه لب به چايی زدم.چه خوبه كه گفتم با پدرم اومدم و اينجا مرا پياده كرد.چرا با شنيدن اسم پدر جا خورد ؟ |
||
|
| بلاگنیوز |
|
صفحه اصلی تیتــر اخبــار آرشـــیوهـــا تمـاس با مـا انجمن بلاگنیوز دربــــاره بلاگنیوز اساسنامه بلاگنیوز راهنمايی همکاران دعوت به همکاری ورود همکاران سخن سردبیر آمار RSS |
| آگهی شما در بلاگنیوز |
|
پشتیبانی مالی |
| پيشنهاد بلاگنيوز |
|
دوستان بلاگنيوز وبلاگهای به روز شده پرشین بلاگرز بالاترین سایکو |
| آخرين اخبار سايتها |
|
روزنامههای ايران تابناک بالاترین بیبیسی فارسی پارسيک روز آنلاین گویا هفتان وبلاگهای به روز شده |
| جستجو در اخبار |
| کد لوگوی بلاگنيوز |
|
|
| سی مراجعه آخر |
|
... ادامه همراهان بلاگنيوز |
| Copyright |
|
Copyright © 2005 Blog News. All rights reserved. Designed by 1saeed.com. |