English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


اتوبان / وبلاگ میرزا پیکوفسکی
[خاطرات] یکم: پشت کوه سفید آتش‌بازی راه انداخته بودند و ابرها از حرارت آتش‌بازی سرخ و نارنجی شده بودند. لای ابرها هر از گاهی می‌شد یک لکه آسمانی دید که گویی فقط برای زیباتر شدن عکس اضافه شده بودند. این غروبی بود که نرسیده به قزوین ایستادم و چند دقیقه‌ای تماشایش کردم.


اضافه شده توسط بهار | ۱۱:۵۷ ۸۴/۱۱/۱۲


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر