English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


حلقه‌ی خودی! / وبلاگ رنگین کلام
[طنز] ده- دوازده سال بیشتر نداشتیم. یکی از تفریحات ما (من، شهرام و احمد) این بود که بعد از مدرسه بسرعت خودمان را به جلسات غیر علنی می‌رساندیم و یواشکی به صحبتِ بزرگان و پیرهای محله گوش می‌دادیم. در این جلسات از ریزترین کارها و مسائل صحبت می‌شد و بزرگان تجربه‌هایشان را در تمام زمینه‌ها و بخصوص راجع به مسائل جنسی به اشتراک می‌گذاشتند...


اضافه شده توسط بیلی و من | ۱۹:۴۵ ۸۴/۱۱/۱۶


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر