English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


ای خدا! باز هم خاطره / وبلاگ نیک آهنگ کوثر
[خاطرات] وقتی در ۱۲ دی ۱۳۵۷، بدیع‌الله برای همیشه رفت، پدرم که نمی‌خواست ما اشکش را ببینیم در حمام گریه می‌کرد. همه‌اش آن بیت "بدیع" را زمزمه می‌کرد: دور از دیار یار در این غربت، می‌میرم آخر از غم تنهایی
و من الان در این غربت، به یاد آن روز تاسوعا افتادم. به یاد پسر عمه‌ام در آن روز، و به یاد پدرش که نازنین مردی بود.


اضافه شده توسط محمد درویش | ۱۲:۰۰ ۸۴/۱۱/۲۰



خداوند آن مرحوم را بیامرزد و دکتر آهنگ کوثر عزیز و فرزند گرانقدرش را در پناه خودش محافظت فرماید.
آمین.
توسط kamyar در تاریخ ۲۰ بهمن ۱۳۸۴ ۱۲:۰۳ ب.ظ

ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر