English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


عشق داريوش / وبلاگ آلوچه خانوم
[خاطرات] ۱۵-۲۰ سال پيش بود . دبيرستان می‌رفتم و به معنی عميق و دقيق کلمه عشق داريوش بودم . يک دايی داشتم کمی از خودم بزرگتر که او از راه بدرم کرد. آن سالها با بچه‌های محل دار و دسته‌ای شده بوديم عاشق داريوش و از همه شديدتر ناصر لايت و ناصر راب و محمد هيکل و من و رضا. رضا همسايه طبقه بالای ما بود و ما دو نفر فقط يک نقطه مشترک در زندگی داشتيم: داريوش


اضافه شده توسط سعيد حاتمی | ۱۳:۴۶ ۸۴/۱۱/۲۷


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر