English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


چرب و چیلی / وبلاگ آونگ خاطره‌های ما
[وبلاگستان] خانمی پشت میزی ایستاده بود و غذا را همانجا داخل ظرف می‌ریخت و به دست مشتری می‌داد . رفتار و کردار این خانم چنان من را جذب کرده بود که حواسم نبود غذایی که در دست دارد متعلق به ما هست.


اضافه شده توسط سعيد حاتمی | ۲۳:۰۸ ۸۴/۱۱/۲۸


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر