English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


کوچه ی بن بست / وبلاگ من بهنازم
[داستان] همیشه دو قدم مانده به ماشین سویچ را از جیب ام بیرون می آورم . می نشینم و قفل مرکزی را می زنم . به خصوص که ماشین را در پارکینگ های عمومی گذاشته باشم. اما اینجا کوچه بن بستی است که همیشه جای پارک دارد . آخر کوچه جای پارک پیدا می کنم . ناهار آمده ایم رستورانی که به خاطر سالادهایش اسمش را رستوران سالادی گذاشته ایم...


اضافه شده توسط ماكان | ۰:۱۶ ۸۴/۱۲/۲


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر