English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


بی آب چون هامون /چرک نویس
[خاطرات] ندا و دوستانش نیز به ایران گردی مشغول‌اند و یادداشت‌هائی خواندنی دارند. امتحان کنید!

سال 80 بود به گمانم که با محمد گلزاری رفته بودیم مرز ایران و افغانستان در زابل برای تهیه گزارش از پناهندگانی که به ایران آمده بودند؛ اردوگاه ماککی. فرماندار زابل آمد دنبالمان، خیلی بامرام و مهان‌نواز. خواست برساندمان زاهدان. می گفت جاده خطرناک است.




اضافه شده توسط عمو اروند | ۱۳:۴۰ ۸۴/۱۲/۲۸


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر