English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


آگا خان / وبلاگ پیاده رو
[خاطرات] دیروز که رفته بودم خرید دم فروشگاه جاینت (Giant) یاد مادربزرگم افتادم. شاید بخاطر همه پیرزنهایی بود که موهایشان سفید بود. در خانواده مادری از همه آذری تر بود. لهجه غلیظی داشت. همه " ق" ها را " گ " تلفظ می کرد. جالب است که او از همه بیشتر نمونه آمریکایی دارد با اینکه از همه کمتر تلاش کرد. اینجا همه زنهای همسن او ٬موهایشان مدل موهای او است و کفشهایشان. این کفشها . سفید یا کرم یا طوسی روشنُ٬ با بند یا بی بند خیلی مرا یاد او می اندازند. برای نسل خودش زیادی عصیانگر بود. فکر کنم همین شد که زود مرد.... (ادامهء خاطره در لینک خبر)


اضافه شده توسط سوسکی | ۲:۴۸ ۸۵/۲/۲۸


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر