English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


ساعت پنج، میدان هفت تیر / وبلاگ چرکنویس
[خاطرات] ... آقای طلایی لبخند زنان با آنها گپ می زند. انگار نه انگار که عصر امروز در این میدان اتفاقی افتاده است. او آرام و با طمانینه به صحبت های یک جوان گوش می دهد. جلوتر می روم و از او می پرسم آقای طلایی آیا شما می دانید نیروهای تحت امرتان امروز چطوری با خانم ها برخورد می کردند؟ اما او خونسرد و بی تفاوت می گوید طوری نیست، مشکل خاصی پیش نیامده، نیروی انتظامی حافظ امنیت مردم است! ...


اضافه شده توسط nazkhatoun | ۱۰:۱۶ ۸۵/۳/۲۹


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر