English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


با «ويگن» در آستانۀ حسینیه!/ راوی حکایت باقی
[خاطرات] شاید بازانتشار این نوشته از نظر زمانی دیر شده‌باشد ولی راویت" روای حکایت باقی"، چنان صمیمانه و بدور از تکلف است که حیف‌ام آمد دوستاران زنده‌یاد ویگن از خواندن این خاطره احتمالن محروم بمانند که مرا بیاد آن دورهای دور برد، دوران جوانی‌ام و یاد محمدعلی در ذهن‌ام زنده کرد که او نیز عاشق صدای ویگن بود و با چه شور و شعفی خبر ترانه‌ی تازه‌ی ویگن را بمن می‌داد. و قیافه‌ی پدر ویگن در مقابلم مجسم شد که در خیابان بین‌النهرین همدان، کفش‌های لاستیکی درست می‌کرد و خود ویگن که همدان را چقدر دوست می‌داشت و در غالب کنسرت‌های‌اش خبر از حضور همدانی‌ها را می‌گرفت. ! و نهایت دیدار ویگن در کنسرت اهوازش به سال 1340.
ممنون راوی


اضافه شده توسط عمو اروند | ۴:۳۹ ۸۵/۴/۳


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر