English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


حکایت شب وحشی هیجدهم در امیر آباد / وبلاگ علی افشاری
[خاطرات] کوی دانشگاه آکنده از مردم و دانشجویان بود .جوی بسیار صمیمی و دوستانه بود .چه بسیار خانواده‌هایی که غذا و نوشیدنی آورده بودند تا در کوی تقسیم کنند .گروه‌های فشار متواری شدند و چند نفر از آنان توسط مردم بازداشت شدند که سلاح سرد و از جمله یک کلت داشتند.


اضافه شده توسط مردم ايران ما | ۱۳:۳۲ ۸۵/۴/۱۸


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر