| سلام گلپری / وبلاگ نامههای ایرونی | ||
| [یادواره] به رستم فکر میکردم که بعد از پانصد و اندی سال پهلوانی و یکه تازی، این همه راه را با پادشاهانی چون منوچهر و کاووس و کیخسرو آمده، همه جا برای خودش یلی بوده، حالا اسفندیار آمده، جفت پاهایش را در یک کفش کرده که یا خودت دست بسته خدمت گشتاسب می آیی، یا که باید با من بجنگی. رستم نه به خشم و نه با ملایمت، نمی تواند این جوان را سر عقل بیاورد که بالام جان! فلک هم دست مرا نبسته، حالا تو می خواهی دست بسته به خدمت شاه بیایم؟ آن هم هیچ شاه دیگر نه، گشتاسب؟ این دروغگوی و مزور و آشغال؟ آخر شب رستم خسته و دلزده قبول می کند که فردا بجنگند. وقتی بیرون می آید، بر می گردد، نگاهی به تخت و سراپرده و چادر می اندازد و انگاری که با چادر درد دل کند؛ |
||
|
| بلاگنیوز |
|
صفحه اصلی تیتــر اخبــار آرشـــیوهـــا تمـاس با مـا انجمن بلاگنیوز دربــــاره بلاگنیوز اساسنامه بلاگنیوز راهنمايی همکاران دعوت به همکاری ورود همکاران سخن سردبیر آمار RSS |
| آگهی شما در بلاگنیوز |
|
پشتیبانی مالی |
| پيشنهاد بلاگنيوز |
|
دوستان بلاگنيوز وبلاگهای به روز شده پرشین بلاگرز بالاترین سایکو |
| آخرين اخبار سايتها |
|
روزنامههای ايران تابناک بالاترین بیبیسی فارسی پارسيک روز آنلاین گویا هفتان وبلاگهای به روز شده |
| جستجو در اخبار |
| کد لوگوی بلاگنيوز |
|
|
| سی مراجعه آخر |
|
... ادامه همراهان بلاگنيوز |
| Copyright |
|
Copyright © 2005 Blog News. All rights reserved. Designed by 1saeed.com. |