English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


لحظه‌ها و انديشه‌ها ( بخش دوم ) / وبلاگ آوازهای خاربیان
[خاطرات] راهی توس هستم تا پس از سال‌ها، ديداری با ابوالقاسم فردوسی داشته‌باشم. قرار بود صبح زود راهی شوم. اما مادرم تمايل داشت با هم برويم. از اين رو با مقداری تأخير، در کنار مادر که خاطرات جوانی‌اش از يک سو به شکسپير و چالرز ديکنس گره می‌خورد و از سوی ديگر به فردوسی و چند شاعر ديگر پارسی‌گو، به ديدار شاعر حماسه‌های ملی می‌شتابيم.


اضافه شده توسط بیلی و من | ۲۰:۱۴ ۸۵/۵/۲۹


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر