English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


طعم سیب نیمه شب / وبلاگ خدا بیامرز
[داستان] گفتم حالا که می خواهی بروی بیا این سیب را. گفتی می روم عروسی. همه چیز هست. همه چیز فراوان هست. و سیب را انداختی طرف من. نگفته بودم طرف های ما رسمی است برای شب عروسی که سیب پرت می کنند طرف داماد؟


اضافه شده توسط نرگس | ۱۱:۲۶ ۸۵/۶/۷


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر