English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


مرگ عمران صلاحی / اصغرآقا
[یادواره] دوستش داشتم. آرامش‌اش را دوست داشتم. خالصی‌اش را.
هر ده سال يکبار از محل کارش به من زنگ می‌زد. آخرهای ده سال بايد باشد حالا، اما زنگ نخواهد زد. چون بازنشسته هم شده بود. يادم نمی‌آيد روز، عمران را ديده باشم. ياد ماندنی‌ترش هم شبی است که در مدرسه‌ای در ميدان راه آهن برای جماعت شعر می‌خوانديم. چند سال پيش، اراذل و اوباش حکومتی ريختند به خاطر طنزش، دفتر نشريه‌ای را زير و رو کردند. او اما جا نزد. فقط اسم خودش را کرد «شکرچيان»!
ميهن غمزده‌ی ما حالا طنزنويسی مستقل و آزاده را از دست می‌دهد.
تسليتِ من به هفتاد ميليون.

از جناب خرسندی بخاطر لطفش به بلاگ‌نیوز هم سپاسگزاریم.


اضافه شده توسط بیلی و من | ۱۶:۱۰ ۸۵/۷/۱۲


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر