English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


دو خاطره تازه منتشر شده از استاد شجریان /هومولونوس
[] قبل از انقلاب جشنی کنار دریاچه پریشان شیراز گرفته بودند. مهمانان زیادی از همه ی اقشار دعوت بودند. وزیر ، وکیل ، خواننده ، هنرپیشه ، آن زمان خبرنگار بودم. شجریان با همسرش هم حضور داشت. ساعت نه و نیم شب بود که میز شام حاضر شد . همه آمدند الا شجریان . خانمش می گفت :« تو را خدا شما بروید بهش بگویید بیاید بیرون . رفته خوابیده !هر چه می گویم که بیا سرمیز شام نمی آید .می گوید فردا صبح زود باید بلند شوم.»




اضافه شده توسط همایون | ۲۰:۲۳ ۸۵/۷/۱۳



گه خورد مردك مزور رياكار پول پرست.... همه اينها خاك بر سري ما ملت است
توسط lpsk در تاریخ ۱۴ مهر ۱۳۸۵ ۰۴:۰۶ ب.ظ

ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر