English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


«ديوان شمس و باخ» تلاقي موسيقي كلاسيك غرب و عرفان شرق
[موسیقی] پخش موسيقي درجه سه از صدا و سيما حس زيبايي شناسي مردم را تحت تاثير قرار داده و آن را تغيير داده است و اين بزرگترين ضربه اي است كه مي تواند براي موسيقي جدي اتفاق بيفتد.
گفت وگوي «شهروند» با «داود آزاد».



25 اکتبر، تورنتو ميزبان يکي از موسيقيدانان برجسته ايراني خارج کشور است. گفت وگوي زير را براي آشنايي بيشتر علاقمندان به موسيقي با استاد داود آزاد ترتيب داديم. آقاي فريد ناصرزاده از وين زحمت اين گفت وگو را کشيدند که از ايشان تشکر ميکنيم.

استاد قبل از هر چيز اندكي از خودتان بگوييد؟
ــ من متولد 1342 در اروميه هستم ولي از يكسالگي در تبريز بزرگ شدم. از حدود بيست سالگي به طور جدي ساز زدم. اساتيد من آثار قدما همچون ميرزا حسين قلي، بيگجه خاني، ني داوود، نورعليخان برومند و . . . بوده است. من استاد حضوري نداشته ام. اساس كارم را بر تحقيق روي آثار گذشتگان بنياد نهاده ام.

چيره دستي شما در زمينه تار و سه تار است. ممکن است ما را با آثارتان که با مکتب تار تبريز شروع شد، آشنا کنيد.
ــ اولين اثر من در سال 1369 به نام "مكتب تار تبريز" (بزرگداشت استاد بيگجه خاني) منتشر گرديد كه با استقبال بسيار زياد روبرو شد. بعد از آن اثر "اي ايشيقي" (نغمه هاي آذربايجان) كه هنوز مورد توجه نوازندگان تار است به بازار عرضه شد.
در آلبوم سوم "در بهار اميد" تصنيف هاي قديمي را با شيوه خاص خودم اجرا كردم. اثر بعدي نوار "به ياد هرمزي" بود كه به بررسي شيوه سه تار نوازي استاد هرمزي پرداختم.
بعد از آن نوار "نوربخش جان" كه به گفته منتقدان باب جديدي در موسيقي عرفاني است به بازار آمد و به ترتيب بعد از آن "مي بي رنگي"، "كوي تو" و آخرين اثرم "در ميخانه" منتشر شده اند. در ضمن اثر"ديوان شمس و باخ" كه اولين كار تلفيقي جدي روي موسيقي كلاسيك و ايراني است دو سال پيش منتشر شده است.

شنيده ايم كه شما از فعال ترين موسيقيدان هاي خارج از ايران هستيد. فکر ميکنيد چرا اين صفت را به شما داده اند؟
ــ من از سال 91 تاكنون شايد بيش از سيصد كنسرت در خارج از ايران داشته ام كه تجربيات گرانبهايي را برايم به ارمغان آورده است. بعضي از اين برنامه ها تنها و بعضي با موزيسين هاي ايراني كه معمولا اعضاي گروه خودم هستند، اجرا شده اند. البته برنامه هاي بسياري نيز با نوازندگان خارجي داشته ام.
در فستيوال هايي همچون BBC Proms ، Art in Action، و Sacred Voices جهان در شمال نروژ و . . . دانشگاههاي مختلفي چون آکسفورد، کمبريج، منچستر، مونيخ، الدنبرگ، سيدني و Perth شركت داشته ام.
بخشي از كار من شامل برگزاري کارگاه هاي آموزشي مختلف و سخنراني است كه آخرين سخنراني ام در دانشگاه آکسفورد بوده است.

فعاليت هاي شما در ايران چگونه است؟
ــ همانطور كه مي دانيد در ايران كنسرت دادن خيلي سخت است. براي اينكه به اين نوع موسيقي بسيار سخت مجوز داده مي شود، ولي موسيقي پاپ به راحتي مجوز مي گيرد.
به همين دليل بيشتر فعاليتم را در خارج از ايران براي شناساندن فرهنگ و موسيقي ايران گذاشته ام.

ما در كنسرت هاي ايراني ديگر غير ايراني خيلي كم مي بينيم برخلاف تعداد قابل توجه غيرايراني ها در كنسرت هاي شما، فکر ميکنيد دليلش چيست؟
ــ موسيقي اي كه من هميشه به دنبالش بوده ام، موسيقي اي بوده كه بتواند با هر زبان و مليت و نژادي ارتباط برقرار كند و پيام هنر را كه چيزي جز عشق نيست به همه برساند. و معتقد هستم قوي ترين موسيقي اي كه مي تواند اين كار را انجام بدهد موسيقي عرفاني است چون در اين موسيقي حرف از من و ما نيست و تكنيك، دانش و هر توان ديگري بايد در اختيار انرژي مطلق هستي قرار بگيرد تا او به جاي نوازنده يا خواننده، مجري باشد.
البته مدعي نيستم كه به اين درجه رسيده ام. هر موزيسين در لحظه اي كه خودش نباشد و اظهار هستي نكند مي تواند به اين درجه حتي براي لحظه كوتاهي هم برسد كه همان لحظه است كه روي هر مليتي تاثير مي گذارد.
علت ديگري كه غير ايراني ها و جوانان ايراني به اين نوع موسيقي علاقمند شده اند استفاده از اشعار و ريتم هاي عرفاني است كه خود شور و حال خاصي را براي صحنه ايجاد ‌مي كند. در اين رابطه خوشبختانه موفق شده ام غير ايراني ها را به سالن بكشانم و با آنها ارتباط برقرار كنم.

از فعاليت هاي اخيرتان بويژه در لندن بگوييد؟
ــ مهمترين برنامه اي كه به عنوان اولين ايراني در بزرگترين فستيوال موسيقي كلاسيك دنيا BBC PROMS داشتم، به همراهي اركستر سمفونيك بين المللي جوانان بريتانيا بود. اين فستيوال 112 سال دارد‌ كه در آن گروههاي مختلف از تمام دنيا شركت مي كنند. امسال من به بداهه نوازي و بداهه خواني بر روي اثر كلاسيك ساخته شده توسط اركستر جوانان اجراي برنامه داشته ام و اين اركستر يكي از آثار من را نيز اجرا كرد.
در دو فستيوال ديگر نيز Art In Action براي چهارمين بار و Kimberly براي پنجمين بار اجرا داشتم. در تاريخ 30 سپتامبر هم كه روز جهاني مولاناست در St.Johns لندن برنامه موفقي اجرا شد.

برنامه هاي آينده تان چه خواهد بود؟
ــ همانطور كه مي دانيد كنسرت هايي در 25 اكتبر تورنتو، 28 اكتبر در مونتريال و 3 نوامبر در شهر ونكوور و احتمالا بعد از آن كنسرتي در اتاوا خواهم داشت. پس از آن در ماه آذر در تهران و احتمالا چند شهر ديگر برنامه خواهم داشت.
در 16 ژانويه در Royal Academy لندن برنامه اي اجرا مي كنم و سپس در جزيره باهاماس در فستيوال موسيقي عرفاني شركت خواهم داشت.
براي سال آينده هم به مناسبت 800 سالگي مولانا برنامه هاي بسياري تدارك ديده ام از جمله اجراي ديوان شمس و باخ در فستيوال تركيه و وين و سالزبرگ در كشور اتريش و بسياري جاهاي ديگر.

آيا آلبوم جديدي در دست انتشار داريد؟
ــ به زودي اثر سنتي "تو" (You) به بازار عرضه خواهد شد. اين كار در آواز ابوعطا و دشتي اجرا شده است.
سال ديگر نيز نواري به مناسبت هشتصدمين سال مولانا منتشر خواهد شد.

آقاي آزاد شما با اين همه سفر فرصت آموزش و تدريس هم داريد؟ چون بسياري مشتاق هستند كه از كلاسهاي شما استفاده كنند؟
ـ البته حق با شماست فرصت من براي تدريس خيلي كم است ولي هر موقع ايران يا وين يا لندن هستم شاگرداني دارم كه براي آموزش پيش من مي آيند. البته درخواستهاي بسيار در ايران براي برگزاري Master Class داشته ام كه احتمالا در اواخر آذر ماه اولين آن را براي آموزش شيوه تارنوازي استاد بيگجه خاني (مكتب تبريز) و سه تار نوازي استاد هرمزي در كانون پيشكسوتان هنر برگزار خواهم كرد.

وضعيت موسيقي سنتي و عرفاني را در ايران چگونه مي بينيد؟
ــ حتما مي دانيد براي اجراي كنسرت و يا انتشار يك اثر چه مشكلاتي در ايران وجود دارد. گاهي سالها براي يك مجوز بايد رفت و آمد و در آخر هيچ نتيجه اي نگرفت. جالب اينجاست موسيقي پاپ به راحتي مجوز گرفته و اجرا مي شود. صدا و سيما هم شب و روز موسيقي پاپ پخش مي كند. با اين وضعيت كه موسيقي سنتي هيچ حمايتي از طرف سياستگذاران موسيقي ندارد چه انتظاري براي پيشرفت آن مي رود. خيلي ها مي گويند كه موسيقي سنتي در جا مي زند. بايد بدانند تمام انرژي موزيسين سنتي صرف مسائل حاشيه اي مي شود. چه انتظاري براي نوآوري يا تغيير در موسيقي سنتي مي توانيم داشته باشيم؟ پخش موسيقي درجه سه از صدا و سيما حس زيبايي شناسي مردم را تحت تاثير قرار داده و آن را تغيير داده است و اين بزرگترين ضربه اي است كه مي تواند براي موسيقي جدي اتفاق بيفتد. اميدوارم جوانان ما با رويكرد به موسيقي قدما و جدي بتوانند باعث شوند كه فرهنگ ايراني كه موسيقي نيز بخشي از آن است حفظ شده و به آيندگان تحويل داده شود.

با تشکر از اينكه وقتتان را به ما داديد. براي شما آرزوي موفقيت ميکنيم.
ــ منهم از شما متشکرم.

اضافه شده توسط پریدخت | ۲۳:۳۹ ۸۵/۸/۱


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر