English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


پاییز من / شراگیم
[خاطرات] من مطمئنم در یک عصر سرد پاییزی...در یک جای پر از درخت و پر از کلاغ...زیر یک آسمان ابری و گرفته...بر روی زمینی پر از برگهای سرخ و زرد...مادرم من را بغل کرده و بوسیده است...من مطمئنم که من را بوسیده است و من در آغوش امنش آسوده به خواب رفته‌ام...اگر چنین نبود پاییز این‌همه زیبایی‌اش را از کجا آورده بود؟ اگر اینگونه نبود چرا من کلاغها را انقدر دوست دارم...حتی بیشتر از گربه‌ها...!
...


اضافه شده توسط میداف | ۱۶:۰۲ ۸۵/۸/۱۰


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر