English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


وبلاگها هديه جديدى از استاد نبوى گرفتند / پارسا نوشت
[نقد] اعتراض پارسا به آن بخش از سخنان نبوی که برخی از بلاگرها را به یک مشت بچه لوس ننر تشبیه کرده ... خودتان بخوانید!


اضافه شده توسط مینو | ۱۴:۰۶ ۸۵/۱۰/۲۰



می‌گویند مردی به زمستان به آبریزگاه ( مستراح) نشسته بود و رفع حاجتش که به پایان رسید از درون آفتابه ای آب طلب کرد . آبریزگاه‌بان به واسه سردی هوا آب آفتابه را گرم کرده بود و همان را گرما گرم به درون داد . به چشم بر هم زدنی نگذشته بود که مرد شیون کنان و سوختم، سوختم کُنان و با تنبانی آویزان از مستراح به بیرون پرید . مردمی که آن اطراف بودند گرد وی جمع آمدند و مُدام و به تکرار می‌پرسیدند : ِای مرد بگو تو را چه شده است آخر، که این چنین فریاد بر می‌آوری ؟ ، و مرد هم با همان حالت زار و پریشان می گفت : ای مردم ، آخر شماها که نمی‌دانید کجای من می‌سوزد .

حال حکایت استاد «ابراهیم نبوی»، حکایت همان مرد ز آبریزگاه بیرون جهیده است . با این تفاوت که وبلاگ نویسان، نیک می‌دانند که کجای ایشان می‌سوزد.

* از تنگی چشم پیل (فیل) معلومم شد * کآنانکه غنی‌ترند محتاج‌ترند.
smile
توسط آشیل در تاریخ ۲۰ دي ۱۳۸۵ ۰۵:۴۹ ب.ظ


سلام .... خود من از زمانيكه مصاحبه آقاي نبوي رو توي صداي آمريكا در برنامه ميزگرد با آقاي بهارلو ديدم و شنيدم ، ديگه طنزهاشو نميخوونم . قبلا هرچي مينوشت ميخووندم . توي اون برنامه كه نقدي هم براش نوشتم ، تموم آدما رو دستكم ميگرفت و مسخره ميكرد ...
توسط رها در تاریخ ۲۰ دي ۱۳۸۵ ۰۲:۴۲ ب.ظ

ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر