English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


پوتین‌های حاج عباس / زابغر
[طنز] صبح با صدای زنگ ساعتم که می گفت "تا خون در رگ ماست ..." از خواب بیدار شدم. وقتی برای رفتن به دستشویی خودم رو توی آینه دیدم مثل هرروز آرزو کردم که خدایا چی میشه هرچی زودتر ریش های ما هم در بیاد؟


اضافه شده توسط فوآد | ۱۱:۰۷ ۸۵/۱۱/۲۳


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر