English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


جشن دلتنگی / حضور خلوت انس
[خاطرات] نامه‌ای که از آن حرف می‌زنم شايد از معدود متن‌هايی باشد که در عمرم بيش از هر متنی آن را خوانده‌ام. از نويسنده‌ی نامه هفت سالی است که خبری ندارم، همان موقع که نامه‌اش به دستم رسيد، جوابی براش نوشتم و پست کردم و ديگر هيچ خبر از او ندارم.»
و حالا اين نامه‌ را در صفحه‌ام تکرار می‌کنم. شايد دلم برای ايران تنگ شده، يا برای گذشته‌ها، نمی‌دانم. فقط می‌دانم که هرچه پيش‌تر می‌روم گذشته تابناک‌تر و صاف‌تر جلوه می‌کند. و باز نامه را می‌خوانم:



اضافه شده توسط مینو | ۷:۴۳ ۸۵/۱۲/۱۶


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر