English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


و هنگامی که پرزیدنت خبرنگار می‌شود / شیدا
[وبلاگستان] سناریوی‌ اول :
خیلی وقت بود که نوشته‌هاش را می‌خواندم و همان‌طور هم که از نامش وبلاگش برمی‌آمد از آن وبلاگهایی بود که درباره‌ی یک موضوع خاص مطلب می‌نوشتند بود (و چون فکر می‌کردم که شاید یک روزی برای ادامه تحصیل راهی دیار غربت بشوم از خواندن این دسته وبلاگها که با پرداختن به شرایط زندگی در یک شهر دیگر آدم را آشنا می‌کند رو آورده بودم)، گذشت و گردش ایام آن گونه شد که ما هم گذرمان به ونکوور افتاد و با پویا آشنا شدم و کم کم فهمیدم ایشان شخص اول کلوب ایرانیان دانشگاه سایمون فریزر می‌باشند که این‌جا بهش می‌گویند پرزیدنت.


اضافه شده توسط شیدا | ۰:۳۵ ۸۶/۳/۲۶


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر