English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


تاناباتا / خانم حنا
[جهان] اين افسانه مربوط است به دو عاشق بنام هاي (’ش كو’ج) و ( ِكن جو). (’ش كو’ج) شاهزاده خانمي بود كه پدرش ازاو خواسته بود يك پارچه‌ي زيبا ببافد. بجاي انجام اين كار، شاهزاده خانم،عاشق ِ چوپاني بنام ( ِكن جو) شد. هنگامي كه پادشاه پي برد كه پارچه بافته نشده و دخترش دل درگرو يك آدم معمولي گذاشته است، بخشم آمد و دختر و عاشقش را به آسمان فرستاد


اضافه شده توسط مینو | ۵:۲۴ ۸۶/۴/۱۶


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر