English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


پدر / آونگ خاطره‌های ما
[خاطرات] شصت و چند سال قبل پدرم عاشق دختری می شود و آن دختر هم سخت به پدرم دل می بندد آن زمانها که اینجوری نبود حتی زمان جوانی ما هم عاشق و معشوق آزادی صحبت کردن با هم را نداشتند دلشان و دلمان به این خوش بود :گاهی و نگاهی...


اضافه شده توسط میداف | ۱۱:۵۸ ۸۶/۵/۵



سلام و ممنونم حمید جان :)
توسط مينو در تاریخ ۰۵ مرداد ۱۳۸۶ ۰۶:۱۶ ب.ظ


روح‌اش شاد مینو جان
کامنت دونی وبلاگت باز نشد
توسط حمید / میداف در تاریخ ۰۵ مرداد ۱۳۸۶ ۱۲:۰۴ ب.ظ

ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر