English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


یک اتفاق ساده که هر روز در ایران می تواند برای هر زن و دختری بیافتد/وبلاگ پپلا تاوادزه
[زنان] چند باري صبح صداي بوق ماشينش رو از پشت سر شنيده بود. به پشت سر كه نگاه كرده بود چهره راننده٬ موذيانه به نظرش آمده بود. از سوار شدن امتناع ورزيده بود. تا اينكه بالاخره امروز صداي بوق ماشين رو شنيد. فكر كرد آشناي هميشگي داره براي سوار شدن صداش مي زنه. به سمت ماشين برگشت. در رو كه باز كرد با چهره غريبه روبرو شد. با ترديد گفت: هفت تير!؟ و سوار شد.


اضافه شده توسط پیمان | ۲۰:۵۹ ۸۶/۵/۱۰


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر