English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


مهمان وطن؛ من / حرف‌های یک پنجاه‌وچهاری
[نقد] پنج‌شنبه‌ای که گذشت برای خرید روزنیازهایم به خیابان رفته ‌بودم. فراموش کردم که روسری‌ام شالی است و نه همه که کمی از موهایم را پوشانده. یک‌باره تنم لرزید. از قدم برداشتن در خیابان می‌ترسیدم.


اضافه شده توسط عمو اروند | ۲۳:۱۲ ۸۶/۶/۲۸


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر