English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


دریوزگی مقدس ! / وبلاگ چکیده‌ای از اسلام
[خاطرات] ...بعد شروع کرد به گریه کردن! و گفت من الان حرم حضرت معصومه بودم بهش گفتم آخه چرا ما اینقدر بدبختیم! بهش گفتم من که توبه کردم چرا خدا با من اینجوری می کنه نکنه توبه ام قبول نشده و....




اضافه شده توسط آشیل | ۹:۵۸ ۸۶/۷/۶


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر