English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


حکایت شیخ صنعان و دختر ترسا / آوای دل
[داستان] عطار شور دیگری در سر داشت او بخوبی راز پیر خود را می‌دانست او بــه درستی فهمیده بـــود پیرش چه کرده بود و چه می‌خواست بگوید.


اضافه شده توسط نیما | ۲۰:۲۶ ۸۶/۸/۱۱


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر