English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


ساعتی در ایستگاه قطار/ سپیداران
[اجتماعی] دست به هر چی می‌زنی، فزرتش قمسور است. سراغ هر وسیله‌ای می‌روی چهار چرخش هواست. هر چرخی که می‌بینی چوبی لایش گیر کرده است. ما ملت بدشانس هر چی نصیبمان شده از نوع قلابی است. زمانی که گاری سوار می‌شدیم لنگ می‌زد. پیکان سوار هم که شدیم یک روز کلاچش بریده بود، یک روز تسمه‌اش، روز دیگر فرمانش می‌زد و زمانی هم «اصلا» روشن نمی‌شد...


اضافه شده توسط عمو اروند | ۱۳:۰۳ ۸۶/۱۰/۲۴


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر