English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


کافی شاپِ کنار اتوبان و قصه‌ی مردی از سرزمین «مارکز»/ زیتون
[اجتماعی] زیتون از زبان شخصی که «ولگرد»ش می‌نامد، داستان تحصیل کرده‌ی حقوقی را بیان می‌کند که به دلایلی کار قضاوت و وکالت در کلمبیا، وطنش، را رها کرده و در آمریکا راننده‌ی کامیون شده است. داستان به نظر من خواندنی است.
داستان ادامه دار است و آدرس بخش اول در بالای نوشته وجود دارد.


اضافه شده توسط عمو اروند | ۱۱:۵۴ ۸۶/۱۰/۲۶


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر