English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


اسکناس و ارزش آدمی / آوای دل
[داستان] سخنران گفت: بسیار خوب، من این اسکناس را به یکی از شما خواهم داد ولی قبل از آن می خواهم کاری بکنم. و سپس در برابر نگا ه های متعجب، اسکناس را مچاله کرد و پرسید: چه کسی هنوز مایل است این اسکناس را داشته باشد....



اضافه شده توسط نیما | ۱۰:۵۵ ۸۶/۱۲/۲۳



نیما جان، عیدت مبارک، پسرم گه‌گاهی هم، بدیگران لینک بده تا بلاگ‌نیوز را رنگین‌تر کنیم.
توسط assad در تاریخ ۲۳ اسفند ۱۳۸۶ ۰۴:۳۵ ب.ظ

ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر