English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


از جهان خاکستری/ چه می‌دانم
[خاطرات] شیوا فرهمند راد ، یادمانده‌ای از گرفتاری‌اش را توسط ماموران ساواک با آرزوهای دست نایافتنی‌اش بهم می‌بافد. از عشق رویائی‌اش سخن می‌گوید و دیدار اتفاقی دلدار در روزهای انقلاب.


اضافه شده توسط عمو اروند | ۱۰:۴۲ ۸۷/۱/۶


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر