English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


مامانت را با خودت بیار/ رویاهای گمشده
[خاطرات] داستان علی آقو و شیطنت‌هایش همیشه شنیدی است. ولی من بیشتر بفکر مامانش هستم که معلم بود و پیش همکارانش رنگ عوض می‌کرد تا برای علی.


اضافه شده توسط عمو اروند | ۰:۱۸ ۸۷/۱/۱۹


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر