English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


چاپار / عبدالقادر بلوچ
[داستان] ديشب يکی از آنطرف تاريخ آمده بود پيش من. نه اين که من برای آنطرف تاريخی‌ها کس شناخته شده‌ای باشم. سر و کار است، من که سر اين چهار راه خوابم نمي‌برد، هر کس که بگذرد سری به من می‌زند.


اضافه شده توسط میداف | ۱۲:۲۳ ۸۷/۵/۱۹


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر