English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


حس گمشده / منیرو روانی پور
[فرهنگ و هنر] پسرم میهمان دارد . شاین دوازده ساله . باهم دور میز می نشینیم .وقت نهار است .دستهای ما درازمی شود به سوی غذا و دستهای او جمع می شود جلو صورتش. چشمانش را می بندد و انگار کسی دور برش نیست انگار ما نیستم . آرام لبانش تکان می خورد .دعا می خواند .لحظه زیبایی است .دستهای ما بر میگردد و آویزان انداممان می شود .



اضافه شده توسط میداف | ۲۲:۲۹ ۸۷/۷/۱


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر