English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


خیام در باغ اضطراب (بخش ششم) / آوازهای خاربیابان
[ادبیات] برای آن که شما را در جریان مقاله‌های پیشین بگذارم، لازم می‌دانم مقداری به آن‌ها اشاره داشته‌باشم. موضوع از آن‌جا شروع شده‌بود که به مدرسه‌ی ما معلم تازه نَفَسی به «فرید صباحت» آمده‌بود که دوست داشت فلک را سقف بشکافد و طرحی نو دراندازد. در همین راستا، او نمایشنامه‌ای نوشته‌بود به نام «خیام در جمع یاران» که شخصیت‌های اصلی آن، «خیام»، «خواجه نظام‌الملک توسی» و «حسن صباح» بودند. نمایشنامه در دو پرده و چند بخش به اجرا درمی‌آمد. در همه‌ی آن‌ها، آقای «فرید صباحت» تلاش کرده‌بود که نه تنها دوران کودکی خیام و آن دو نفر دیگر را به تماشا بگذارد بلکه نقبی به درون تاریخ‌بزند و دریافت‌های خویش را از این سه شخصیت، خاصه خیام تا آن جا که ممکن است در قالب نمایشنامه، نشان‌بدهد.


اضافه شده توسط بیلی و من | ۹:۲۷ ۸۷/۸/۴


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر