English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


به خاطر دریا و فراموشی / بامدادی
[ادبیات] کنار دریا ایستاده بودیم. این‌جا مثل همیشه بود. هیچ‌کس در ساحل نبود. تنها صدای ملایم باد بود که در فضا می‌پیچید. دریا از کشتی و قایق و شناگر خالی بود. شاید ماهی‌ها هم به این نقطه نمی‌آمدند، چون هرگز هیچ ماهیگیری هم اینجا دیده نشده بود. به نظرم رسید اینجا باید یکی از سواحل متروکی باشد که مدت‌هاست به حال خود رها شده است.


اضافه شده توسط میداف | ۱۴:۲۶ ۸۷/۸/۵


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر