English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


خیام در باغ اضطراب (بخش هفتم) / آوازهای خاربیابان
[ادبیات] «دربخش ششم خیام را دیدیم که در کنار حسن صباح نشسته‌است تا شاید بتواند مطابق مأموریتی که از خواجه‌ی خطیر دریافت کرده‌است، او را از «خر» شیطان پایین‌بیاورد و بدین وسیله از تنش‌های آسیب‌رسان اجتماعی حضور او و نیز مأموران مخوف و گمنام وی بکاهد. مأمورانی که به شکلی چشم و گوش بسته، خشن اما وفادارانه در بافت جامعه‌ی سلجوقی، هراس و مرگ گسترده‌اند. مأموریت خیام در این گفتگو، نه رنگ و بوی رسمی دارد و نه برای دریافت پاداش و مقامی صورت گرفته‌است. او از آن شخصیت‌هاست که نمی‌تواند پاس دوستی‌های دیرین را نگاه ندارد. درخواست خواجه نظام الملک از او، درخواستی از این‌گونه‌است. این درخواست، عملاً بازتاب نگرانی عمیق اوست از گسترش عملیات هراس‌افکن و کشتار‌آمیز صباحیان در مقابل کسانی که مخالف آنان تلقی‌شوند.»


اضافه شده توسط بیلی و من | ۹:۳۲ ۸۷/۸/۱۱


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر