English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


خیام در باغ اضطراب (بخش هشتم، آخرین بخش) / آوازهای خاربیابان
[ادبیات] «دربخش هفتم در حالی که هنوز خیام و حسن صباح هنوز مشغول مذاکره‌بودند، خبر رسید که خواجه‌ی خطیر با شمشیر فدائیان صبّاحی به قتل رسیده است. این واقعه، نشان می‌داد که حسن صباح در عمل، باوری به سازش و یا میانجیگری شخصیتی چون خیام با خواجه نظام‌الملک و یا دستگاه حکومت سلجوقی نداشته‌است. هرچند ظاهراً برای رسیدن به یک نتیجه‌ی مثبت به ملاقات خیام رفته و با او به گفتگو نشسته‌است. با شنیدن خبر مرگ خواجه، مذاکرات خیام و حسن صباح نیمه‌کاره رها می‌شود و خیام در حالی که به شدت از دست حسن صباح عصبانی است، به او می‌گوید که دیگر جای توقف کردن نیست. بهتر است که پایان گفتگوها اعلام‌شود. خاصه که خیام نمی‌خواهد حتی در اوج عصبانیّت، نشان‌دهد که حاضر است حسن صباح را به تیغ تیز دشمن بسپرد. از این‌رو به حسن صباح توصیه می‌کند که آن‌جا را ترک‌گوید.»


اضافه شده توسط بیلی و من | ۲۱:۵۱ ۸۷/۸/۱۸


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر