English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


صبوری‌های بی‌قرار بخش ۷۵/ گندم‌زاران خاموش
[داستان] چند هفته پس از آغاز نخستین دیدارمان، یک روز این پرسش را برای «برمک» مطرح کردم که دوست دارم دلیل رابطه‌ی بسیار سرد و بی‌اعتنایانه‌ی او را با دختران گوناگون دانشکده در خلال سالیانی که گذشته‌است بدانم. همچنین دوست دارم پاسخ این سؤالم را پیدا‌کنم که چرا او در همان زمان، برخوردی کاملاً متفاوت با من داشت. خاصه آن که قرائن موجود در آن هنگام حکایت از آن نمی‌کرد که او به من دلبستگی عاطفی پیدا کرده باشد. با حذف این گزینه، من چگونه می‌توانم رفتار متفاوت او را نسبت به خود توضیح بدهم. از همین‌رو، من هنوز نتوانسته‌ام دلیل قانع‌کننده‌ای برای جنان واکنش‌هایی از سوی «برمک» پیدا‌کنم .به نظر من طرح پرسش‌هایی از این دست برای هر فردی کاملاً طبیعی است.


اضافه شده توسط عمو اروند | ۰:۲۲ ۸۷/۸/۱۹


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر