| از جهان خاکستری/ چه میدانم | ||
| [خاطرات] با گذشت این چند هفته محمد را، که با من گرفته بودندش، کموبیش فراموش کردهبودم. اما یاد پدر، و یاد دانشگاه و امتحانهای نیمهتمام پایان نیمسال گاه به سراغم میآمد و آزارم میداد. یک روز در سلول باز شد و گفتند که من و شاهکرمی همهی وسایلمان را جمع کنیم و آماده باشیم. چه چیزی در انتظارمان بود؟ مهندس صحت گفت: حتماً آزادتان میکنند. شما که کاری نکردهاید. |
||
|
| بلاگنیوز |
|
صفحه اصلی تیتــر اخبــار آرشـــیوهـــا تمـاس با مـا انجمن بلاگنیوز دربــــاره بلاگنیوز اساسنامه بلاگنیوز راهنمايی همکاران دعوت به همکاری ورود همکاران سخن سردبیر آمار RSS |
| آگهی شما در بلاگنیوز |
|
پشتیبانی مالی |
| پيشنهاد بلاگنيوز |
|
دوستان بلاگنيوز وبلاگهای به روز شده پرشین بلاگرز بالاترین سایکو |
| آخرين اخبار سايتها |
|
روزنامههای ايران تابناک بالاترین بیبیسی فارسی پارسيک روز آنلاین گویا هفتان وبلاگهای به روز شده |
| جستجو در اخبار |
| کد لوگوی بلاگنيوز |
|
|
| سی مراجعه آخر |
|
... ادامه همراهان بلاگنيوز |
| Copyright |
|
Copyright © 2005 Blog News. All rights reserved. Designed by 1saeed.com. |