English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


باسعدی در کوچه‌های حَلَب (بخش پنجم) / آوازهای خاربیابان
[ادبیات] «هریک از شخصیت هاب ادبی و فرهنگی ما در ذهن و رفتار ما، ردپاهای مشخص خویش را دارند و داشته‌اند. برای من، سعدی هرگز آن ردپایی را نداشته‌است که حافظ، فردوسی و یا خیام داشته‌اند. تفاوت اندیشندگی و چیدمان کلامی هرکدام بازتاب تنوعی است که در دیدگاه و زبان باید تجلی‌کند تا شکوفایی فرهنگی یک ملت را بازتاب‌بخشد. خیام شاعر اندوه نیست اما اندیشه‌های او گذشته از ژرفابخشیدن به معنای حیات، ما را در دلتنگی غریبی قرارمی‌دهد. حافظ اما در حوزه‌ی همین دلتنگی‌ها، کوبه‌هایی از طعن و تسخر به نابرابری‌های هستی به ذهن انسان وارد می‌سازد. اما سعدی نه شاعر طعن و تَسخَراست و نه شاعر دلتنگی‌ها. سعدی شاید اگر در زمانه‌ی امروز ما زندگی می‌کرد چه بسا می‌توانست در هیأت یکی از دولتمردان کشورهای دمکراتیک جهان به نمایش درآید. مردی که از راه سازش، یادآوری، بازگویی و کاهش‌دادن کین و نفرت، می‌خواهد که انسان، از ارزش و زندگی شایسته‌ی انسانی قابل تأملی برخوردار باشد.»


اضافه شده توسط بیلی و من | ۱۸:۳۴ ۸۷/۹/۲۳


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر