English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


هیئتی که عزا و عروسی را با هم برگزار کرد!/مجید توکلی
[اجتماعی] اوضاع عجیب و غریبی است!چند شب پیش داشتم می آمدم خانه که از مقابل هیئتی رد شدم.دیدم که جلوی در خنچه عقد چیده اند و آینده شمعدانی و از این صحبت ها!پرسیدم،گفتند امشب شب حضرت قاسم است!بیشتر پرسیدم،گفتند امشب هم عروسی می گیرند هم عزاداری می کنند!همینطور که چشمانم جفت شده بود داخل هیئت شدم تا از تماشای این تقابل عزا و عروسی جا نمانم.رفتم داخل و همه لخت شده بودند و مشغول سینه زنی.شلوغ بود و من هم از بدشانس درست کنار بلد گو ایستادم.بعد از چند دقیقه دیدم یک سری نقاره زن وارد شدند و آنهایی که سینه می زنند دستانشان را بردند بالا کف زدند و یکی هم آن وسط نقل می ریخت روی سر ما و انگار خواب می دیدم!صحنه عجیب و غریبی بودهمه چیز عوض شد و...


اضافه شده توسط احسان ولی زاده | ۱۱:۱۳ ۸۷/۱۰/۱۸


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر