English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


اعتراض،آنچه روزنامه نگار ايراني فراموش کرد / سارا معصومی
[نکته] محدوديت و سانسور شايد دو كلمه نسبتا هم خانواده‌اي باشند كه مدتهاست در ذهن روزنامه نگار ايراني رژه مي رود.دو واژه اي كه شايد روزي هزار بار با هزار عنوان خوش و آب رنگ ميان ما در تحريريه هايمان دست به دست مي شود.آن هنگام كه براي انتخاب تيتر يك روزنامه در شوراي تيتر حاضر مي شويم بارها اين جمله را مي‌شنويم كه فلان بحث خط قرمز است.يا فلان تيتر را نمي توان با توجه به محدوديت ها انتخاب كرد.روزنامه نگار ايراني شايد بيش از هر روزنامه نگار ديگري در سطح بين المللي به اين دو واژه خو كرده است.حتي ياد گرفته ايم كه چگونه جمله هايمان را به نوعي دوپهلو بيان كنيم كه هم خطوط قرمز را رعايت كرده باشيم و البته هم حرف دل را بر زبان رانده باشيم.سخني خوشایند نيست اگر بگويم كه روزنامه نگار ايراني حالا ديگر پس از سالها قلم زدن در فضايي محدود كه دورادورش را ديوار بايد و نبايد احاطه كرده است به اين سانسور و خطوط قرمز عادت كرده است.


اضافه شده توسط احسان ولی زاده | ۲۲:۴۳ ۸۷/۱۰/۲۶


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر