English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


ملا نصرالدین / اشو / مدی تیشن ایران
[فرهنگ و هنر] ملا نصرالدین مشغول خرید یک جفت کفش بود و صاحب مغازه پس از مدتی که او را تماشا کرد از او پرسید، "ملاٌ، شما داری کاری غیرممکن می کنی. سعی می کنی پاهیت را در کفشی فرو کنی که یک شماره کوچکتر از شماره ی پایت است."
ملا گفت، "تو ساکت باش! من می دانم چه نوع کفشی لازم دارم."
صاحب مغازه خیلی تعجب کرد ولی ملاٌ بالاخره توانست با زور پایش را داخل یک کفش کند و در همین موقع اشک از چشمانش جاری شد. صاحب مغازه پرسید، "چه شده است؟"


اضافه شده توسط raghu | ۷:۰۲ ۸۷/۱۲/۳


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر