English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


از جهان خاکستری ۲۲/ چه می‌دانم
[خاطرات] - می‌خواستیم بدانیم آن‌جایی که تو از آن می‌آیی، کلم پیدا می‌شود؟
خندیدم: - کلم؟ البته!/ - سیب‌زمینی چه‌طور؟ - بله! /- نان هست؟/ - البته! /- گوشت گیر می‌آید؟/- بله، خب...- سیب هم هست؟/- سیب هم هست...
زه‌زوله‌ویچ که داشت این پرسش و پاسخ را به‌دقت دنبال می‌کرد، چیزی پرسید. نگاه پرسشگرم را به‌سوی گلوخوویچ برگرداندم.
- پس چرا بلند شدی و آمدی این‌جا؟


اضافه شده توسط عمو اروند | ۹:۲۲ ۸۷/۱۲/۸


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر