English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


سنایی، شاعر همیشه پشیمان (بخش ششم) / آوازهای خار بیابان
[ادبیات] «در بخش پنجم این نوشتار به این نکته پرداختم که سرانجام، توانستم دیوان «سنایی غزنوی» را به مدت یک هفته از «حاج جمال خلیلی» قرض‌کنم. هرچند او حتی در همان لحظه نیز دوست‌داشت نوعی آمریّت شخصیتی خویش را نسبت به افراد کوچک‌تر و ضعیف‌تر از خود به تماشا‌بگذارد. دیوان «سنایی»، ذهن مرا به دنیای متفاوت و متنوع رفتاری و ذهنی شاعری بازکرد که تا آن‌زمان و با شنیدن دو قصیده از او، وی را کسی تصور می‌کردم که در زندگی‌اش نه کسی را به عنوان جنس مخالف و معشوق، دوست‌داشته و نه اندیشه‌های عاشقانه و وسوسه‌انگیز انسانی از ذهنش گذشته‌است. اما در دیوان شعرش، او را بیشتر شاعری یافتم خاکی و انسانی. شاعری که در مراحل مختلف زندگی، واکنش‌های گوناگونی از خود بروز داده‌است.»


اضافه شده توسط بیلی و من | ۹:۳۷ ۸۸/۱/۱


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر