English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


سنایی، شاعر همیشه پشیمان (بخش هفتم) / آوازهای خاربیابان
[ادبیات] «در بخش ششم به این جا رسیدیم که من وقتی «دیوان سنایی» را به «حاج‌جمال» بازگرداندم، احساسم آن بود که او بلافاصله قصد آن دارد که از من به چنان شکلی آزمون به عمل بیاورد که بتواند میزان تأثیرپذیری مرا در رابطه با شعر «سنایی» اندازه‌بگیرد. آن‌چه را که می‌توانم اینک برزبان آورم آنست که برای او این‌گونه یارگیری در رابطه با شاعر محبوب زندگی‌اش از میان جوانان و نوجوانان، بسیار ساده‌تر بود تا از میان افراد پخته و اهل مطالعه. زیرا خامی و سادگی آنان، زمینه‌‌ی خوبی برای این کار فراهم می‌ساخت. اما واقعیت آنست که من نه توانایی پس‌دادن چنان آزمونی را داشتم و نه آن‌را می‌پسندیدم. به همین دلیل، آشکارا، ناتوانی خود را در حضور او بر زبان آوردم. وی نیز بیشتر ازآن، پاپیچ من نشد. البته چندی بعد، «حاج جمال» با تبلیغ و سر و صدای فراوان، مجلس بزرگداشتی برای سالروز تولد «سنایی» در مسجد جامع شهرمان برگزارکرد که من از راه کنجکاوی، سعی‌کردم یکی از شنوندگان آن‌باشم. سخنرانان «حاج جمال»، تقریباً برگزیدگان او بودند و در نتیجه بازتاب نگاه یکسونگر او به «سنایی». اما یکی از حضار که با «حاج‌جمال» نیز آشنایی‌هایی داشت، در فاصله‌ی یکی از سخنرانی‌ها، اجازه خواست تا چندکلامی در باره‌ی این شاعر صحبت‌کند. «حاج جمال» نیز بزرگوارانه قبول‌کرد تا او صحبت‌هایش را مطرح‌سازد.»


اضافه شده توسط بیلی و من | ۲۰:۵۵ ۸۸/۱/۶


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر